|
یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود٬ نمی دونم چیزی بود یا... شایدم نبود. اما یه چیزیایی بود. یه دخترک تنها بود که تنها سرمایه عمرش دلی بود که خدا بهش هدیه کرده بود. یه دل پاک و زلال به پاکی آسمون خدا. دخترک بی پناه فارغ از همه بدی های دنیا دنبال یه دل بود یه دل بود به وسعت یه دشت پهناور که توی اون چادر بزنه و خونه دلشو بناکنه. اما اون دختر صبر کرد... صبر کرد... صبر کرد... با هر کسی که برخورد داشت دلشو نادیده می گرفت. تو وجود هیچ کسی اونی رو که می خواست پیدا نکرد. دخترک تنها روزی به یه فرشته مهربون برخورد کرد. فرشته به دختر گفت همه آدمای دنیا بهم بی وفایی می کنند. اما فرشته ها نه! تو مال من میشی؟ دخترک گفت من فقط دل می خوام! داری؟ گفت دارم... دختر گفت پس من مال تو... تو مال من... فرشته شد مال دخترو دختر شد مال فرشته. چه روزای خوبی باهم داشتند. هر روز وسعت عشقشون بیشتر میشد. دخترک همیشه میگفت دیوونتم فرشته من همه میگفتند عادت کردی. اما این عادت نبود. خودش فرق بین عادت و عشق رو می فهمید. دخترک عاشق فرشته شده بود. یه عشق به وسعت عمق نگاهش. غافل از اینکه هیچ شباهتی بین یک آدم و یک فرشته وجود نداره...! یه روز فرشته باید دختر رو بذاره و بره. اون باید با یه فرشته مثل خودش تکمیل بشه. نه با یه آدم زمینیه از بهشت رانده شده که وجودش در برابر اون فرشته صفره! دختر قصه ما نمی خواست این مساله رو قبول کنه. همیشه خودش رو متقاعد می کرد که فرشته برای من می مونه... دخترک ورشکسته شده بود. تنها سرمایه عمرش که دل دست نخوردش بود اسیر یه فرشته بود که مثل یه زندانبان از اون مراقبت می کرد. اما دختر باید یک دل بشه و تصمیمش رو بگیره. اون باید می رفت و فرشته رو تنها میگذاشت. خیلی سخته...! خیلی سخته...! سخته وقتی یه کاری رو نمی خوای بکنی اما چاره جز انجامش نداری. دختر باید تمام خاطرات روزا و شبایی رو که با او گذرونده لای یه برگ مچاله شده دفتر خاطراتش بریزه و اون فرشته رو ترک کنه. حالا دخترک تنهای عاشق یا بهتره بگم عاشق تنها بین موندن و رفتن٬ بین بودن و نبودن تردید داره. چاره ای جز رفتن نداره... بودن یا نبودن مساله دیگری جز این نیست...! وقت رفتن نباید گریه کنی اینجوری دلم برات تنگ میشه می دونم هرجای دنیا که باشم تو دلم عشق تو کمرنگ نمیشه...
+ نوشته شده در 11:50 توسط شیدا |
من از این خونه هرجایی که میرم نمی تونم تورو یادم نیارم چقدر خوبه دلت آشوبه بی من من این دلشوره هارو دوست دارم ____________________________________ سلام به همه دوستای خوب و مهربون خودم. اومدم اطلاع بدم شاید تا ده روز دیگه اصلا نتونم بیام اینجا یا به وبلاگ شما سر بزنم. از همه شما دوستای خوبم التماس دعا دارم. خیلی محتاجم به دعای تک تکتون. بودن با شمارو خیلی دوست دارم. تا لحظه ای دوباره... + نوشته شده در 13:35 توسط شیدا
|
| ||||||