|
امان از دلتنگی های گاه و بیگاهم قدر لحظه های بودنت را خیلی دیر فهمیدم وقتی که دیگرنبودی تا روبرویم بنشینی و من نگاهم را به عمق نگاهت بدوزم. وااای وقتی نگاهم می کردی... "تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت" ای کاش تمامی ثانیه های دنیا در مقابل تو می گذشت. روبروی هم... خیره در چشمان هم و ... ای کاش تمامی ثانیه های دنیا در آغوش گرم تو می گذشت. امان از دلتنگی های گاه و بیگاهم وجودم سرشار از دلتنگی برای یک لحظه نگاه توست قشنگترین نغمه زندگیم صدای قلبی است که به خاطر قلب سرشار از عشق تو می تپد. قشنگترین لحظه زندگیم هنگامی است که نام مرا صدا می کنی. وقتی من را از آن خود می دانی. قشنگترین اتفاق زندگیم هنگامیست که چشمانم را بر چشمان فریبایت می دوزم. بهترین اتفاق سرنوشت من آن هنگام بود که خدا نام تو را در دفتر سرنوشت من نوشت و چه زیبا نامی نوشت... وقتی تورا برای من آفرید مراقبت بود تا برای من همیشه بمانی وقتی حواسش به تو بود تا عاشق نشوی تا قلبت فقط برای من رشد کند. و وقتی تورا سر راه زندگی من قرار داد. و حالا عشق تو... یاد تو... تنها بهانه زیستن من است. و رویای زیبای تو تنها امید برای آینده... همیشه با من باش و برای من همیشه دوستم داشته باش تا زنده باشم همیشه نامم را بلند بخوان تا از صدای زیبایت سرمست شوم. همیشه وجودم را از آن خود بدان زیرا من در وجود تو غرق شدم و تو چون موجی عظیم سراسر احساس من را احاطه کردی. بهار جاودانی من ! زیباترین خلقت خدا ! مهربانترین عاشق ! شیدای بی تاب تو همیشه با تو خواهد ماند و همیشه تو را دوست خواهد داشت. با من بمان و برای من... + نوشته شده در 12:27 توسط شیدا |
|
| ||||||